من منحصر به فردم

ما سه چهارم از اصالت وجودی خود را به


قیمت شبیه شدن به دیگران از دست می دهیم.

(( آرتور اسکوفنور ))


حیوانات جنگل یکی از روزها دور هم جمع می شوند تا مدرسه ای درست کنند. خرگوش , پرنده , سنجاب و مارماهی شورای آموزشی مدرسه را تشکیل دادند. خرگوش اصرار داشت که دویدن جزء برنامه درسی باشد. پرنده معتقد بود که باید پرواز نیز گنجانده شود. ماهی هم به آموزش شنا معتقد بود و سنجاب اصرار داشت که بالا رفتن از درخت  نیز باید در زمره آموزشهای مدرسه قرار بگیرد. شورای مدرسه با رعایت همه پیشنهادات دفترچه راهنمای تحصیلی مدرسه را تهیه نمود و بعد قرار شد که همه حیوانات درسها را یاد بگیرند......
ادامه نوشته

موفقیت

 

- سرعت عمل برای موفقیت ضروری است.آن را به دست بیاورید،بهبود ببخشید وبه کار بگیرید.

- توانایی تصمیم گیری درست بیش از هر عامل دیگری تعیین کننده موفقیت شماست.

- اگر همیشه همان کارهایی را بکنید که تا به حال کرده اید،همیشه همان چیزهایی را به دست خواهید اورد که تا به حال به دست اورده اید.

- برای به دست اوردن چیزهایی که تا به حال به دست نیاورده اید باید تبدیل به کسی بشوید که تا به حال نبوده اید.

- کار را پیگیری کنید و باز هم پیگیری کنید تا به اتمام برسد و نتیجه مورد نظر به دست بیاید.

 - دنیا را همانطور که هست بپذیرید و نخواهید که حتما مطابق میل شما باشد.

- به محض این که هدفتان را مشخص کردید تمام ذهنتان را تا زمانی که به ان برسید روی هدف متمرکز کنید.

- اگر می خواهید چیزی را به انسانها یاد بدهید باید در ان مورد برایشان یک الگو باشید .هیچ راه دیگری وجود ندارد.

- فلسفه پیشرفت مداوم را به کار بگیرید .هر روز نسبت به روز قبل کمی بهتر بشوید.

 

منبع:رموز مدیریت موفق- برایان تریسی

زندگی . . .

 

۱-      زندگی هدیه ای ست که خدا در هنگام تولد به شما تقدیم می کند .

2-      زندگی آغاز یک راه است بسوی افتخار و سربلندی یا انحراف و سرافکندگی .

3-      زندگی پرواز است به سوی پیشرفت و روشنایی .

4-      زندگی جوانه زدن است به امیددرختی تنارو و پر از میوه .

5-      زندگی گر چه یک آغاز است ولی پایان آن نامعلوم و رویایی ست .

6-      زندگی به کوه بلندی می باشد آن را فتح کن .

7-      زندگی شاخه گلی ست ان را پر پر نکنید .

8-      زندگی یعنی کمک کردن و یاری دیگران در سخت تریت شرایطی که برای آنان پیش می آید .

9-      زندگی دشتی ست که سبزه های آن نمایانگر زیبایی اند و دریایش نشان از عمر دارد ، بلندیهای آن شدائد زندگی است و سرانجام پاییزش فانی بودن این دنیا را به نمایش می گذارد .

10-        زندگی گهواره ست که لالایی عشق را می سراید .

11-        زندگی غزلی ست که مطلعش تجربه است .

12-        زندگی نهالی ست که با صبر بار می دهد .

13-        زندگی اندوخته ست که زندگان قدرش نشناسند .

14-        زندگی همان است که می اندیشی .

15-        زندگی پازلی از ترکیب همین ثانیه هاست .

16-        زندگی دایره ای ست که به شعاع همت فرد رسم شده است .

17-        زندگی سالی ست که  هزار فصل دارد .

18-        زندگی عملی ست که بتوان  بی نهایت تجربه می شود .

19-        زندگی عمارتی ست که سازنده اش ، سخت کوشانند .

20-        زندگی بهشتی ست که تو سازنده آنی .

21-        زندگی نارگیلی ست که پوستش سخت و درونش شیرین است .

22-        زندگی ما حصل تلاش امروز است .

23-        زندگی فیلمی ست که کارگردانی اش به دست ماست .

24-        زندگی فرمان روایی بر سرنوشت است .

25-        زندگی کاشت صداقت و برداشت موفقیت است .

26-        زندگی همین ساعات شیرینی ست که به سرعت می گذرد .

27-        زندگی بالندگی ست ، پس درنگ مکن .

28-        زندگی نتیجه ست که از حل معمای ثانیه ها حاصل می گردد.

29-        زندگی قدر و قیمت توست ، غنیمتش شمار.

30-        زندگی کاستن ثانیه هاست ، پس بهترین ثانیه ها را بکار .

31-        زندگی برد و باخت نیست ، بردن در عین باختن است .

32-        زندگی الهام است برای آنانکه جهت زیستن برانگیخته شده اند .

33-        زندگی بازاری ست که متاعش عمر آدمی ست .

34-        زندگی ترکیبی از تنوع است پس متنوعش ساز .

35-        زندگی شعله شمعی ست که در بزم وجود به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است .

 

مهارت های ده گانه زندگی

در بازاریابی باید مهارت های زیر را در خود پرورش بدهیم :

1-     خود آگاهی :

آگاهی از نقاط قوت ، آگاهی از نقاط ضعف ، تصویر خود واقع بینانه ، آگاهی از حقوق و مسئولیت ها ، توضیح ارزش ها ، انگیزش برای شناخت .

2-     مهارت های ارتباطی :

ارتباط کلامی و غیر کلامی موثر ، ابراز وجود ، مذاکره ، امتناع ، غلبه بر خجالت ، گوش دادن

3-     همدلی :

علاقه داشتن به دیگران ، تحمل افراد مختلف ، رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر ، دوست داشتنی تر شدن ، احترام قائل شدن برای دیگران . 

4-     مهارت های بین فردی :

همکاری و مشارکت ، اعتماد به گروه ، تشخیص مرزهای بین فردی مناسب در دوستیابی ، شروع و خاتمه ارتباطات

5-     مهارت های حل مساله :

تشخیص مشکلات و علل ، ارزیابی دقیق ، درخواست کمک و مصالحه ، آشنایی با مراکزی برای حل مشکلات ، تشخیص راه حل های مشترک برای جامعه

6-      مهارت های تفکر خلاق :  

تفکر مثبت ، یادگیری فعال ( جستجوی اطلاعات جدید ) ، ابراز خود ، تشخیص حق انتخاب های دیگر ( برای تصمیم گیری ) ، تشخیص راه حلهای جدید برای مشکلات .

7-     مهارت های مقابله با هیجانات :

شناخت هیجانات خود و دیگران - ارتباط هیجان ها با احساسات ، تفکر و رفتار - مقابله با نا کامی ، خشم ، بی حوصلگی ترس و اضطراب – مقابله با هیجان های شدید دیگران .

8-     مهارت های تصمیم گیری :

-          تصمیم گیری فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایق کارهایی که می توان انجام داد که انتخاب را تحت تاثیر قرار دهد .

-          تصمیم گیری بر مبنای ارزیابی دقیق موقعیت ها

-          تعیین اهداف واقع بینانه

-          برنامه ریزی و پذیرش مسئولیت

-          آمادگی برای تغییردادن تصمیم ها برای انطباق با موقعیت های جدید  

9-     مهارت های تفکر انتقادی :  

-          ادراک تاثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزش ها ، نگرش ها و رفتار

-          آگاهی از نابرابری ، پیش داوری ها و بی عدالتی ها

-          واقف شدن به این مساله که دیگران همیشه درست نمی گویند .

-          آگاهی از نقش یک شهروند مسئول  

10-مهارت های مقابله با استرس :  

- مقابله با موقعیت هایی که قابل تغییر نیستند .

- استراتژی های مقابله ای برای موقعیت های دشوار

- مقابله با مشکلات بدون توسل به سوء مصرف مواد

- آرام ماندن در شرایط فشار

- تنظیم وقت

ذهنیت و تفکر حرفه ای درباره بازاریابی شبکه ایی . . .  

ذهنیت و تفکر حرفه ای درباره بازاریابی  مشارکتی

 

همانند یک بازاریاب شبکه ای برجسته بیاندیشید تا یک بازاریاب شبکه ای برجسته باشید . در صورتی که نومونه های ذهنی و فکری یک بازاریاب برجسته را بپذیرید و قبول کنید ، می توانید با قدرت هر چه تمام تر ، دوره زمانی لازم برای تبدیل شدن به یک بازاریاب برجسته تسریع بخشید ، زیرا منطقی ترین شیوه یادگیری روش آزمایش و خطاست  .

در اینجا بیست روش و نکته ثابت شده برای رساندن شما به بهترین موقعیت آورده شده است :

1-      یک دلیل بزرگ و مهم برای خود بیاورید که چرا می خواهید یک بازاریاب شبکه ای برجسته باشید ، دلیلی که واقعا اصل قضیه و مطلب را برای شما عنوان کند و اجازه دهید نیروی محرک روزانه شما باشد و مانند چوبی که برای افروختن آتش در درون خود نیاز دارید ، از آن استفاده کنید .

2-      تعداد محدودی اهداف محرک و طلایی برای خود برگزینید ، اهدافی که دستیابی به آنها انگیزه شما برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای باشد . آنها را یادداشت و گاهی مرورشان کنید . اطمینان یابید که انها اهداف خود شما هستند و نه اهداف کسانی دیگر . از برانگیختگی و اشتیاق خود برای رسیدن به اهدافتان استفاده کنید . دلایل و اهداف بزرگ برای خود انتخاب کنید تا شما را در مواجهه با موانع ، هدایت و رهبری کنند .

اهدافتان از شما فردی می سازند که برای رسیدن به آنها ساخته شده اید و مناسب هستید .هدف بزرگتر ، برای وفادار ماندن به اتمام رساندن آن هدف نیروی بیشتری در شما ایجاد می کند .

3-      ذهنیت خود را برای یک سخت کوشی آماده کنید . این هدف ، که موفقیت پیش از کار کردن حاصل می شود تنها در قصه ها وجود دارد . هر کسی سخت کوش تر باشد در موفقیت خوش شانس تر است .

    از هوشیارانه بودن سخت کوشی خود اطمینان حاصل کنید اگر چیزی درست کار نمی کند از تمرکز کردن صرف تنها روی آن خود داری کنید وکار دیگری انجام دهید .

4-      ذهنیت فعال داشته باشید . یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بازاریابان تازه کار و آماتور مرتکب می شوند این است که فکر می کنند مجبورند همه چیز را درباره محصولات و فرصت هایشان پیش از آنکه بتوانند فعالیت تجاری خود را از کنند ، یاد بگیرند . شما باید بدانید که 90 درصد نیروی خود را روی کار و فعالیت و 10 درصد انرژی خود را برای یادگیری کناربگذارید .

این یک تجارت فعال است . اصول پایه را یاد بگیرید . از ابزارهای موجود و امکانات سیستم استفاده کنید .

بازاریابی مشارکتی انجام دادن آن است ، نه فقط مطالعه کردن درباره آن . این نکته برای موفق شدن بسیار اهمیت دارد .

5-      متمرکز و وسیع فعالیت کنید ، نه اینکه فقط به طور صرف فعال باشید . هر آنچه در توان دارید برای این کار بگذارید . یک تعهد و الزام کامل برای خود ایجاد کنید و پیش بروید .

اگر بازاریابی شبکه ای را به عنوان یک عادت یا تفریح یا تنها به عنوان یک در آمد نیمه وقت برای خود در نظر بگیرید ، آنگاه شما عضو بی اهمیت و اتفاقی برای این کار خواهید شد .

اگر شما قصد به دست آوردن درآمدی بزرگ و عظیم را از بازاریابی شبکه ای دارید ، باید متمرکز و وسیع فعالیت کنید .

ادامه دارد...........

چگونه اضطراب و ناراحتی را از خود دور کنیم؟

ورزش کردن و انجام تمرینات بدنی ، هیجانات را کاهش می دهد ، نگرانی را کم و اثر آن را خنثی کرده و به قدرت تمرکز انسان کمک می کند . اگر نفس عمیقی بکشید و بازدم خود را آهسته خارج کنید و این عمل را چند بار پشت سرهم انجام دهید ، نتیجه بهتری خواهید گرفت . سع یکنید که با دیگران ارتباط برقرار کنید ، از انزوا خارج شوید ، اعتماد به نفس خود را تقویت کنید و احساسات منفی و مخرب را کاهش دهید . بسیاری از ناراحتی های روزانه مه به سبب نداشتن نظم و ترتیب در کارهاست . انجام کارهای مورد علاقه مقدار زیادی از نگرانی های مخرب ( مثل دلشوره )  را کاهش می دهد . خبرهای بد و غم انگیز افراد را افسرده و غمگین می کند ، خواندن یا شنیدن این اخبار در ایجاد تشویق و اضطراب تاثیر بسیار دارد . با برقراری روابط عاطفی ، روحیات انسان ها متحول می شود ، زیرا انسانها موجوداتی عاطفی و احساساتس هستند . قرار گرفتن در محیط های ناراحت کننده موجب برهم خوردن آرامش و ایجاد اضطراب می شود . بعضی وقت ها لازم است که از ته دل گریه کنید . گریه به موقع بیشتر نگرانی های شما را از بین می برد . مطالعات و تحقیقات بسیاری وجود دارد که ثابت می کند خندیدن موجب ترشح موادی در بدن شده که انبساط روح و طراوت خاطر را به همراه دارد . برای هر مساله جزئی و کم اهمیت وقت خود را بیهوده هدر ندهید .

چند جمله کلیدی . . .

تنها راه قانع کردن مردم اینه که اول خودتون رو قانع کنید.                 

                                                                                                 پاتمن

کی میگه شما نمیتونید پولدار بشید؟ شما فقط باید تصمیم بگیرید و بعد فقط به جلو حرکت کنید . میتونید زندگی قبلی تون رو انتخاب کنید یا اینکه ادامه بدید و مبارزه کنید. فقط وقتی میتونیم میلیون دلار بسازیم که بپریم ، و نه کسی میتونه کمک کنه ،نه جلومون رو بگیره.             

                                                                                                   پاتمن

Do Or Die”  انجام بدید یا بمیرید. تمام آدمهای موفق این قانون رو انجام میدن ،راه سومی نیست این تنها راهیه که با انجام دادنش میتونید مطمئن باشید که شما هم مثل ما به موفقیت میرسید.                                                                                                        

                                                                                                جاپا داس

 

اگر آموزش درست به مجموعتون ندید از دستشون میدید . نتورک امروز برای من رابطه من و شماست با زیر مجموعتون مثل کارگرهاتون برخورد نکنید اونها شریک و خانواده شما هستند اگه این رابطه رو بسازید و بهشون اعتماد کنید اگر اکانتشون هم صفر باشه باز هم میمونند وگرنه بعد از چند وقت میرن جای دیگه . به خاطر پورسانت و اکانتشون دوستشون نداشته باشید، من از اونها فقط وفاداری رو توقع دارم . زمانهای خوب همه دورتون هستند زمانهای بد و سختی کی با شما میمونه؟  اونموقع میشه شناخت. مادرم همیشه میگه اگر چیزی تو رو نکشه تو رو قویتر میکنه.                          پاتمن

مدیریت زمان

شما تا چـه اندازه براي وقت خود ارزش قائليد؟

                                

آيا از بـرنامه  زمـاني مـشخصي براي به انجام رسـانـيـدن كـارهــاي خود 
پيروي ميكنيد؟ يك عامل بسيار مهم در هر موفقيتي برنامه
ريـزي صحيح و پيروي از يك برنامه زماني مشخص براي نيل
بـه اهداف مطلوب ميـبـاشد. اكنون براي آنكه قادر باشيد از
وقــت خود به نحو احسن استفاده كنيد نكات و راهكارهاي
زير را در زندگي خود بكار بنديد:

1- همواره فعاليتها و تكاليف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ريزي كنيد و كارهايي كه بايد به انجام رسانيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.

2- سپس فهرست تكاليف و كارهاي خود را اولويتبندي كرده و براي هر كدام از آنها ضرب العجل اجرايي منظور كنيد.

3- هميشه كارهايي دشوار و پر دغدغه تر را زودتر از بقيه و يا درهنگامي كه در بهترين شرايط جسمي و روحي ميباشيد انجام دهيد. كارهاي سبكتر را در هنگام خستگي نيز ميتوان به انجام رساند.

4- امور با اهميت اما ناخوشايند را به تعويق نياندازيد. هيچگاه كارها با به تعويق انداختن خوشايند تر نميگردند.

5- هرگاه شروع به انجام كاري كرديد سعي كنيد بدون وقفه آن را به پايان رسانيد.

6- مابين فعاليتها براي خود وقت استراحت نيز در نظر بگيريد.

7- مكالمات تلفني خود را نيز از پيش برنامه ريزي كنيد: سخناني كه ميخواهيد بيان كنيد و يا اطلاعاتي كه ميخواهيد كسب كنيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.

8- همواره خود انگيخته باشيد و با پشتكار كارهاي خود را به پايان رسانده و مقهور موانع نگرديد.

9- در هر زمان كه تصور كرديد كاري كه در حال انجام آن ميباشيد عبث، بي فايده و غير سازنده ميباشد به محض دريافت دست از آن بكشيد.

10- به خود و اولويتبندي كه صورت داده ايد اعتماد و ايمان داشته باشيد و در هر شرايطي به آنها پايبند باشيد.

                                                      لطفا" ادامه مطلب

ادامه نوشته

تغییر در زندگی" گامی بلند به سوی موفقیت

عامل اصلی، که از تغییرات در زندگی انسان جلوگیری می کند ترس (ترس از شکست) است. ترس از تغییرات همواره مانع از پیشرفت انسان شده است. حتماً شما این جمله معروف را شنیده اید "اگر نمی ترسیدی چه میکردی؟" که اغلب اینگونه به این سئوال پاسخ می دهند "به جلو حرکت می کردم(به سوی موفقیت)".

به همین دلیل است که عده اندکی به دلیل اختراع و یا کشف چیزی و یا موفقیت در کاری معروف شده اند. شجاعت، جسارت و پشتکار آنها، باعث شد تا به موفقیت دست یابند نه نامشان و یا موقعیت اجتماعیشان.  آنها به موقع تغییرات را پذیرفتند و هرگز از شکست نترسیدند.

روزی با دوستم در مورد پشتکار و موفقیت در کار  صحبت می کردیم  من از ادیسون گفتم. به او گفتم:«ادیسون دوهزار نوع فلز و آلیاژ را مورد آزمایش قرار داد تا بالاخره موفق شد لامپ را بسازد.» می خواهید بدانید او چه جوابی داد او گفت:«او ادیسون بود.»

 ادیسون فقط به یک دلیل موفق شد "او خود را باور داشت".

برای تغییرات در زندگی ابتدا باید خود را تغییر دهیم:

 

1-شیوه تفکر خود را عوض کنیم.

2-رفتار خود را تغییر دهیم.

3-شیوه زندگی خود را تغییر دهیم.

 

برخی از عادات و رفتارهای شخصی خود را تغییر دهیم. مثلاً مصرف سیگار و یا الکل خود را ترک کنیم. سر ساعت در محل کار و قرارها حاضر شویم.

اما چگونه این اعمال را انجام دهیم:

الف- اندیشه و تفکر مثبت داشته باشیم.(با تمرین وتکرار مثبت اندیشی را فرا بگیریم.)  

ب- مسیر سرنوشت خود را مشخص کنیم. باید بدانیم که با هر اقدامی هر چند کوچک بخشی از زندگی ما ساخته می شود.

 برای رسیدن به موفقیت چهار عنصر لازم است:

 

1-مشخص بودن سر آغاز مسیر (بدانیم چه می خواهیم)

2-عمل (حرکت، دست به کار شوید)

3-مبارزه با عکس العمل های منفی

4-نتیجه (نتایج کارهای خود را زیر نظر بگیرید)

 

همواره این سئوالات را از خود بپرسید و به آنها با دقت پاسخ دهید:

 

1-می خواهید زندگیتان چگونه باشد؟

2-می خواهید چه آینده ای برایتان رقم بخورد؟

3-می خواهید مقصدتان کجا باشد؟

 

پس برای اینکه زندگی مان تغییر کند لازم است بدانیم :

 

1-باید چه باورهایی داشته باشیم.

2-چگونه فکرکنیم.

3-هر روز چه اعمالی انجام دهیم. (برنامه ریزی)

 

« زمان طراحی بیست سال آینده همین الان است نه بیست سال آینده

دوستان بدانید موفقیت ما در گرو دو اصل است:

الف- واقعاً بخواهیم که زندگیمان تغییر کند.

ب- خود را در قبال وظایفی که داریم مسئول بدانیم.

اغلب مردم نمی دانند چه می خواهند اما بدتر از آنها کسانی هستند که می دانند چه می خواهند ولی در جهت رسیدن به آن تلاشی نمی کنند. آنها می نشینند و امیدوارند روزی به آرزوهای خود برسند.

آن « روزی » همین امروز است همین حالاست.

تنها افرادی که شجاعت وجسارت بالایی دارند به موفقیت می رسند. هرگز از شکست نترسید.

« افراد موفق اغلب افرادی هستند که شکست می خورند اما از هر شکستی برای خود پله ای برای صعود و رسیدن به موفقیت می سازند.»

حلقه تاثیرگذاری (دایره نفوذ)

.... اما چون تو وارد این تجارت شده ای من هم می آیم. این چیزی بود که او گفت: اگر تو می گویی خوب است، من هم هستم. منظور من از دایره نفوذ (حلقه تاثیرگذاری) این است. ....

.... من فقط دو نفر را وارد کردم. افراد زیادی به من گفتند تو این مقدار پول را بدست آورده ای چون تو قبلاً با هزاران نفر در ارتباط بوده ای و ...

.... به عبارت دیگر او به حرف من اعتماد کرد. این بود پایان ماجرا....

.... بنابراین شما به افراد زیادی نیاز ندارید. من در مورد آن 40 یا 50 نفری صحبت نمی کنم که گقتند من نمی توانم و دیوانه ام و کارم مانند آب در هاون کوبیدن است....

.... آنها به خاطر شما وارد این کار می شوند. به خاطر نفوذ شما بر آنها. شاید شما نتوانید بر 50 – 60 یا 100 نفر تاثیرگذار باشید، اما مطمئناً بر 2-3-4 یا 5 نفر می توانید.من فکر می کنم 5 نفر مناسب باشد....

 

حتماً همه ما جملات بالا رو به یاد داریم. اما ...

چرا دیگه نمی خواهیم بهش حتی فکر کنیم؟

چرا فکر می کنیم نتورک یعنی معرفی 2 نفر؟

چرا فکر نمی کنیم که روزانه در روابط خود در حال فعالیت در نتورک های زیادی هستیم؟

چرا فکر نمی کنیم که معرفی فلان کتابی که خوانده ایم به دوستمان هم یک نتورک است؟

چرا فکر نمی کنیم که سلام و احوالپرسی های یک جمع دوستانه نیز یک نتورک است؟

چرا فکر نمی کنیم که نتورک یعنی پیشنهاد به دایره نفوذ؟

چرا فکر نمی کنیم که صدا زدن یک نفر برای انجام یک کار ساده روزمره هم یک نتورک است؟

چرا...؟ اینها همه واقعیت هایی از صنعت بزرگ فروش سازمانی است که همه سعی می کنیم که حتی به آن لحظه ای فکر نکنیم.

 

یک تعریف مرتبط با این بحث برای نتورک: تشکیل سازمان فروش با استفاده از دایره نفوذ.

راحت ترین کاری که ما در برنامه های روزمره خودمان داریم همین تشکیل سازمان فروش می باشد. کمی به آن فکر کنید...

 

مانند یک میلیونر رفتار کنید...!

پس شما هم بالاخره به درآمد خوبي دست پيدا كرده ايد و مي خواهيد آنرا به همه دنيا نشان دهيد. بايد هم اينگونـه باشد. اما اگر پولداري را در خريدن يك اتومبيل زرق و برقي، كت و شلوار شيك و شب هاي پر خرج در شهر مي دانيـد، در تفكر خود تجديد نظر كنيد.

                                              

يك فرد ثروتمند زيرك براي از پيش بردن ثروتش كار مي كند، بنابراين آنرا عاقلانه به نمايش مي گذارد. اگر فقط خود نمايي كنيد، طولي نخواهد كشيد كه به جرگه هزاران هزار بدهكار ديگر خواهيد پيوست.

البته نكات زير بايد بر طبق درآمدتان تنظيم گردد. با اين حـال بوسيله اقتباس نمودن عادات ميليونر هـا مي تواند به يكي از آنها تبديل شويد.

 

1- ريسك كنيد
ريسك كردن بخشي از كسب درآمد است. هر سرمايه گذاري به شما خواهد گفت كه هر قدر ريسكي بزرگتر باشد، ميزان سرمايه برگشتي بالقوه آن بيشتر خواهد بود. افراد با برگزيدن راه امن پولدار نمي شوند. اين مخاطره طلبي هاي حساب شده و دقيق است كه مي تواند يك شخص را به نتيجه برساند. اگر براي خود بيشتر مي خواهيد، بايد سربازي شجاع باشيد. اطرافيان شما را بدليل استفاده از فرصت هاي مخاطره آميزه و در عين حال سودآور مورد تحسين قرار خواهند داد.

2- هوشيارانه سخاوتمند باشد
هوشيارانه سخاوتمند بودن بدان معنا نيست كه بايد براي همه افرادي كه دور و برتان هستند نوشيدني بخريد. كشيده شدن بسوي چنين عاداتي شما را مستقيماْ راهي مسكين خانه خواهد كرد. براي دوستان و همكارانتان ريخت و پاش كنيد، اما نه به طور هميشگي و فقط هر از چندگاهي. اگر قدرشناس بوده و ارزشش را داشته باشند، اين سخاوتمندي شما را بخاطر سپرده و روزي دو برابر آنرا جبران خواهند كرد.

نوعدوست و خيرخواه ديگران باشيد؛ پرداختن پول به افراد مستحق مي تواند منجر به سرشناسي و شناخت شما گردد. كمك هزينه هاي تحصيلي و وجوه خدا پسندانه هميشه منتسب به افراد سخاوتمند مي باشند. در اين صورت مي تواند خواستار معافيت مالياتي نيز بشويد.

3- با افراد ممتاز جامعه ارتباط برقرار كنيد
ارتباط يك مسئله است، ارتباط با افراد شايسته مسئله اي ديگر. شما بايد حداكثر تلاش خود را براي نزديك شدن به افرادي كه داراي نقدينگي و گردش مالي بالايي ميباشند بكار بنديد. آنها را تماشا كرده، از آنها بياموزيد و سعي كنيد به بخشي از گروه آنها تبديل شويد. توسط آميختن با نخبگان ميتوانيد كتابچه اي حاوي مشخصات و خصوصيات افراد سرآمد براي خود تهيه كنيد. حتي ممكن است به اطلاعاتي مفيد كه منجر به درآمد بيشتر شما گردد دست يابيد.

4- بر سرمايه گذاري هاي خود نظارت كنيد
ثروت مستلزم كار و تلاش است. دارايي ها همانند كودكان مي باشند. اگر مراقبشان نباشيد ممكن است ناگهان سركشي كنند.  پهلو به پهلو با شركت هايي كه در آنها سهام داريد حركت نموده و نحوه عملكرد آنها را مورد بررسي قرار دهيد. مجلات، نشريات و مقالات اقتصادي را مورد مطالعه قرار دهيد. از كارشناسان و مشاوران مالي كمك بگيريد. با اين عمل اطلاعات پولي خود را غني و پر بار خواهيد نمود: يك خصوصيات ضروري براي ميليونرها.

5- دور انديشي را پرورش دهيد
انسان ميليونر خواسته هاي خود را برآورده مي كند چرا كه ديدگاه شگفت انگيزي نسبت به فرصت ها دارد. او روند كار را در حال توسعه مي بيند و مي تواند اتفاقات سودمند بعدي را پيش بيني كند. اين پيش گويي لزوما ذاتي و بالفطره نبوده بلكه به وسيله مطالعات مداوم در مورد بازار كه منجر به تبديل دانش به حس ششم مي گردد، بوجود مي آيد. چشم هاي خود را براي فرصت هاي ايجاد درآمد تيز كنيد.

6- امور را محول كنيد
شما نمي توانيد در هر كاري شماره يك باشيد، اما مي توانيد بهترين وكالت دهنده باشيد. به جاي اتلاف وقت براي آموختن همه چيز، افراد ماهر را براي انجام كارها مورد استفاده قرار دهيد. اگر مشكل مالياتي داريد، آنرا به دست يك حسابدار زبده بسپاريد. اگر مسئله اي قانوني وجود دارد، يك وكيل استخدام كنيد. پول به طرز صحيحي خرج خواهد شد زيرا از اتلاف وقت شما جلوگيري نموده و از بروز اشتباهات احتمالي ممانعت بعمل خواهد آمد. واگذاري امور خصوصيت اصلي يك مدير خوب بشمار مي رود. اين را بخاطر داشته باشيد.

7- متمركز بمانيد
انسان ثروتمند براي خود ماموريتي شفاف با اهدافي استوار در نظر مي گيرد. او نگاهي مصصم و پايدار به نتيجه كارش داشته و هرگز از مسير خود تغيير جهت نمي دهد. همين كار را انجام دهيد: ديدگاه شخصيتان و نحوه رسيدن به آنرا بنوسيد. هرگاه در مشكلات كوچك روزانه گرفتار آمديد، آن اهداف را به خود يادآوري كنيد. به هر مسئله اي كه برخورد كنيد، ديدگاهتان شما را با انگيزه نگاه خواهد داشت.

8- خريدهاي خود را ارتقاء دهيد
آنچه را كه سزاوارش هستيد به خود بدهيد: يك اتومبيل جديد، بهترين اتاقي كه ميتوانيد در يك هتل رزو كنيد، يا واگن درجه يك در قطار. با اينكه يك ميليونر پولش را عاقلانه خرج مي كند، مي داند خوب است كه انسان با خودش هميشه خوش رفتاري داشته باشد.

9- سرگرمي هاي بخصوصي داشته باشيد
ثروت مترادف است با مهارت. اگر مهارت خاصي نداشته باشيد به سختي مي توانيد در زمره افراد نخبه و ممتاز قرار بگيريد. بنابراين خود را با سرگرمي هاي مختلف مشغول كنيد تا در چنين موقعيتي قرار بگيريد. عضو يك باشگاه درجه يك بيليارد يا بولينگ شويد. از رستوران، نوشيدني ها و امكانات خوب آنجا لذت ببريد. زماني كه بهترين هستيد و بهترين ها را انجام مي دهيد بسيار بيشتر مورد احترام و توجه قرار خواهيد گرفت.


پول به دنبالش خواهد آمد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وانمود كنيد تا بدستش آوريد. اين نكته كوچك تقريباْ در مورد همه چيز صحت دارد و موفقيت نيز مستثني از آن نيست. اگر مي توانيد همگي عادات گفته شده در بالا را در زندگي خود اعمال كنيد، نگرش مورد نياز را كسب خواهيد نمود. پول جذب افرادي مي شود كه مي دانند چگونه بايد با آن رفتار كنند.

چقد زود دیر می شود...!

اگر برای رسیدن به خوشبختی ، منتظر آینده ای ، زود دیر می شه.

اگر برای تغییر اوضاع ، منتظر معجزه ای ، زود دیر می شه.

اگر هنوز نقشه ای واسه گنج فرداهات نداری ، زود دیر می شه.

اگر بخوای مدت زیادی در تردید بمونی ، خیلی زود دیر می شه.

اگر واسه جمع کردن شهامت برای پیگیری آرزوهات، امروز و فردا می کنی ، زود دیر می شه.

اگر برای ترک عادت های بد منتظر موقعیت مناسب تری هستی ، زود دیر می شه.

اگر برای تغییر ندادن اوضاع به اشتباهات قبلی ات استناد می کنی ، زود دیر می شه.

اگر به جای راهکار، دنبال مقصر می گردی ، زود دیر می شه.

اگر برای شاد کردن دل های دیگران ، منتظر بهانه ای ، زود دیر می شه.

اگر امروز که سلامتی ، شاکر نباشی ، زود دیر می شه.

اگر برای بهتر بودن ، منتظر زمان بهتری هستی ، زود دیر می شه.

اگر امید را از رویاهات، اراده رو از تصمیمات و هدف رو از اندیشه هات دریغ کنی ، زود دیر می شه.

ملاحظات رفتاری بازایابی از دیدگاه اسلامی

چكیده

بازاریابی تجاری همواره با انتقادهایی روبه رو بوده است. دلیل بیشتر این انتقادها، ورود مسائل غیراخلاقی و غیرعرفی به حوزه فعالیتهای بازاریابی است.
در این مقاله انتقادهایی كه نسبت به بازاریابی صورت می گیرد، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و خواهیم گفت اصولی كه در تعلیمات اسلامی ذكر شده اند، چگونه می توانند در بازاریابی اجتماعی و اخلاقی مدیران ایفای نقش كنند، به ویژه مدیران بازاریابی كه از حساسیتهای اخلاقی و معنوی بالایی درحرفه خود برخوردارند.

مقدمه
همان‌گونه كه می دانیم، بازاریابی به تعبیری همان بازاریابی عقیده است: خواه منظور ما ازبازاریابی، ایده كلی فروش یك دارو (یا هر كالای مفید دیگر) باشد یا رفع یك نیاز از انسانها و یا كمك وخدمت به مردم. امااز بازاریابان انتقادهای زیادی به عمل می آید. مصرف كنندگان، بازاریابی را عامل ضرر و زیان در بسیاری از موارد عنوان می كنند.
اگر فرهنگ كسب و كار كنونی را با فرهنگ كسب و كار اجداد و پدرانمان مقایسه كنیم، در می یابیم كه در گذشته، كسب و كارعملی عبادی بوده است ولی در حال حاضر بی توجهی به مبانی احترام به مشتری،اخلاقیات و عدم رعایت اصول و مبانی اسلامی در بازار حكمفرما شده است.‌‌‌‍[1]بسیاری از مردم چنین می پندارند كه اسلام و دینداری با كسب و كار و تجارت در تضاد است، در حالی كه در بسیاری از احادیث و كتابهای اسلامی این ایده به طور كلی رد شده است:
_ هـر فـرد معتقد به مبانی دینی كه برای تامین حوایج خود و بـرآوردن نـیازمندیهای خانواده یا جامعه‌اش، جد و جهد می‌كند، نـوعـی عـبادت در آستان پروردگار بی‌نیاز به جای می آورد. [2]
_ عبادت هفتاد جزء است كه افضل اجزای آن طلب روزی حلال است. نبی اكرم(‌ص)
_ هركس كه به دنبال روزی حلال باشد تا به خود و خانواده اش كمك كند مانند مجاهد در راه خدا خواهد بود. امام موسی بن جعفر (ع)
_ امیرالمؤمنین برای طلب روزی از خانه بیرون می رفت و دوست داشت خداوند اورا در حالی كه برای طلب روزی حلال،نفسش را به زحمت انداخته است ببیند. امام باقر(ع). و حتی ارزش بالایی برای بازرگانان و تجار مطرح شده است به گونه ای كه حضرت علی (ع) در نامه 53 خود در نهج البلاغه چنین می فرمایند: «سپاهیان بر جای نماند جز با سومین دسته از مردمان كه قاضیانند و عاملان و نویسندگان دیوان،كه كار عقدها را استوار می كنند و آنچه سود مسلمانان است فراهم می آورند و در كارهای خصوصی و عمومی مورد اعتمادند و كار این جمله استوار نشود جز با بازرگانان و صنعتگران كه فراهم می شوند و با سودی كه به‌دست می آورند، بازارها را برپای می دارند و كار مردم را كفایت می كنند در آنچه دیگران مانند آن نتوانند».
بازاریابی، مفهومی مبتنی بر خدمت وكسب فایده متقابل است. در واقع بازاریابی به معنای تأمین نیازهای انسانهاست و یكی از ارزشهای قاطع و مسلم انسان كه اسلام آن را صد در صد تأیید می كند و به واقع ارزشی انسانی است، خدمتگذار خلق خدا بودن.[3]
_ دو خصلت است كه نیك تراز آن نیست :ایمان به خدا و سودمندی برای بندگان خدا.[4]
_ امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند: «ای كمیل، مردم بر سه دسته‌اند:اول،علمای ربانی، دوم،دانشجویانی كه در راه نجات هستند، سوم،فرومایگان پست و بی اراده‌ای كه خیری در آنها نیست.[5]
اسلام، ساخت نظام اقتصادی خود را بر پایه خداشناسی و معارف اقتصادی و ایدئولوژیكی و موازین اقتصادی استوار داشته است. به گونه‌ای كه می فرماید: «پاكمردانی كه هیچ كسب و تجارت،آنها را از یاد خداوند غافل نگرداند».[6]

انتقادهای بازاریابی و تعلیمات اسلامی
موارد عمده ای را كه تصمیم گیران بازاریابی ممكن است با تصمیم نا درست خود سبب ضرر و زیان مصرف كنندگان منفرد،جامعه و سایر موسسات اقتصادی شوند مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد.[7] این عوامل عبارتند از:
1. كالا
2. بسته بندی
3. قیمت
4. كانال توزیع
5. تبلیغات
6. فروشندگی
7. رقبا
حال، احادیث و روایات مختلف فلسفی، دینی،عرفانی را كه برطرف كننده انتقادهای موجود است را ذكر خواهیم كرد. در واقع نشان می دهیم كه در تعالیم اسلامی نیز،این انتقادهای مورد توجه بوده است و راه حلهای لازم به پیروان آن ارائه شده است.
_ كالا
در حدیث آمده است:«خداوند سازنده ماهر را دوست دارد».[8]
همچنین در حدیثی دیگر آمده است: «خداوند انسان حرفه ای و امین را دوست دارد».[9] در این حدیث دو عامل حرفه‌ای بودن و امین بودن موردنظر بوده است. عامل اول: یعنی كسی كه نیاز و دردی از جامعه دوا كند واثر مهارت و فناوری او دیده شود.عامل دوم: امین بودن است، یعنی بها دادن به كیفیت كارها و درست و كامل بودن كار است.
_ بسته بندی
درحدیث آمده است:«كالای خود را به منظور جلب توجه و رغبت بیش از اندازه مشتری،زینت نكنید».[10]
_ قیمت
درحدیث آمده است:«به سود كم قناعت كنید و در تحصیل سود به اندازه خود اكتفا كنید و این مقدار را نیز میان همه مشتریان تقسیم كنید، یعنی از همه مشتریان روزانه خود به اندازه مخارج روز خویش، به نسبت سود بگیرید» .[10]
_ كانال توزیع
انحصار ناشی از تبانی، به این معنی كه تولید كنندگان با هم تبانی كنند كه كالای مورد نظری را تولید نكنند، یا فروشندگان تبانی كنند كه به قیمت بیشتری بفروشند، از نظر اسلام مذموم است.
در یكی از روایات نقل می شود كه امام صادق (ع) خدمتكاری را كه مصادف نام داشت طلبید و هزار دینار به او پرداخت تا برای تجارت عازم مصر شود.خدمتكار پول گرفته شده را به كالا تبدیل كرد و به همراه تجار دیگر به مصر رفت. هنگامی كه نزدیك مصر شدند تجاری را دیدند كه از مصر خارج شدند و در گفت‌وگو با آنان وضعیت كالای خود را از آنها پرسیدند. آنها گفتندكه از این كالا در مصر چیزی نیست.تجار می دانستند كه این وسیله مورد نیاز عموم است و با هم پیمان بستند كه كمتر از سود هر دینار به یك دینار نفروشند.پس از پایان یافتن كالاها به مدینه باز گشتند و مصادف با دو كیسه هزار دیناری نزد امام رفت و عرض كرد: «یكی سرمایه و دیگری سود». حضرت درباره زیادی سود پرسیدند و او موضوع را به آگاهی حضرت رساند.حضرت فرمود: «آیا بر ضد مردمی مسلمان پیمان می بندید كه جز به سود دینار، دینار نفروشید؟» سپس كیسه مربوط به سرمایه را برداشت و فرمود با كیسه دیگر كاری نداریم و بعد فرمود: «ای مصادف،ضربات شمشیرها از به دست آوردن روزی حلال آسانتر است».[11]


_ تبلیغات
بهره گیری از هرگونه تبلیغات مضر و زیان بخش، چه زیان جسمی داشته باشد و یا اخلاقی،و هرگونه وسایلی كه ویژه این كار است ممنوع است .[12]
_ فروشندگی
درحدیث آمده است: «در موقع معامله، سوگند ، هر چند هم راست باشد نخورید».[10]
از امام جعفر(ع) نقل شده است: علی(ع)هنگامی كه در كوفه بود همه روزه صبح اول وقت،بیرون می رفت و در بازارهای كوفه گردش می‌كرد و تازیانه ای بر دوش داشت كه دارای دو طرف و نام آن(سبیته)بود.او به هر بازاری كه می‌رسید می ایستاد و ندا در می داد كه ای تجار و بازرگانان..._ از خدا بترسید.مردم كه صدای حضرت را می شنیدند،هر كار كه به دست داشتند كنار می گذاشتندوبا دل و جان به اوامرش گوش می دادند. می فرمود: «پیش ازهركاراز خداوند طلب خوبی كنید و به ارفاق، بركت ازخدابگیرید و با مشتریان مهربانی كنید و خود را به زیور بردباری بیارایید و قسم نخورید و از دروغ بپرهیزید و ستمكار نباشید و با مظلومان با انصاف رفتار كنید و نزدیك ربا نروید و كم فروشی نكنید و مردم را گول نزنید و به این وسیله دنیا را تباه نسازید»، آنگاه در همه بازار می‌گشت و سپس برای انجام سایر وظایف خود درباره مردم آماده می شد.[13]
_ رقبا:
درحدیث آمده است: «در بین معامله برادر دینی خود داخل نشوید. یعنی هنگامی كه می بینید متاعی را یكی از برادران دینی میل دارد بخرد شما در این معامله دخالت نكنید تاآن معامله دیگری را برادر دینی انجام دهد» .[10]
همچنین، در بازاریابی اصولی وجود دارد كه ازنظریه ها و رویه های بازاریابی مدرن حاصل شده است [7]:
_ اصل آزادی مصرف كننده و تولید كننده
_ اصل محدود كردن ضرر و زیان بالقوه
_ اصل تأمین نیازهای اساسی
_ اصل كارایی اقتصادی
_ اصل نوآوری
_ اصل آموزش و ارایه اطّلاعات به مصرف كننده
این اصول به نوعی، راهنمای سیاستهای بازاریابی اخلاقی در سازمانها هستند. دراین بخش نیز،اصولی را كه تعلیمات اسلامی در این زمینه بیان می دارد عنوان می كنیم:
_ اصل آزادی مصرف كننده و تولید كننده:
مكتب اسلام هرچند آزادی را، مانند دنیای سوسیالیستی از افراد سلب نمی كند ولی مانند جهان سرمایه داری نیز به افراد آزادی اقتصادی نامحدود نمی دهد، بلكه این مكتب الهی اشخاص را در صحنه اقتصاد زندگی با توجه به مبانی سیاسی ،اجتماعی ، اخلاقی و فرهنگی ویژه‌ای كه دارد در كادر ارزشها و معیارهای معنوی خاصی محدود می كند.[10]
در اقتصاد اسلامی اصلی وجود دارد به نام: اصل حاكمیّت اراده. به این معنی كه انسان حق دارد بر طبق اراده و تمایل خودش به هر شكل كه خواست با دیگری قراردادی منعقد كند،خواه این قرارداد رایج و معمول باشد و یا خود او ابتكار كرده باشد. خواه در زمان شارع و قانونگذار اسلام متعارف بوده یا نباشد.بنابراین اگر طرفین معامله ای را اختراع كردند كه به صورت هیچ یك از معاملات معمول و متداول نبود،این قرارداد درست است، با این شرط كه بر عنوانهای باطل و حرام، مثل: ربا،مجهول،جزاف و كالی بكالی و نظایر آنها تطبیق نكند.[14]
_ اصل محدود كردن ضرر و زیان بالقوه
دراقتصاد اسلامی اصلی وجود دارد به نام:اقاله نادم.این اصطلاح بدین معنی است كه اگرمعامله ای واقع شدوخریدار یا فروشنده متوجّه شود كه این معامله به نفع او نبوده است و پیشنهاد فسخ معامله را كند،طرف مقابل این پیشنهاد را بپذیرد و در زمینه به هم زدن معامله موافقت خود را اعلام كرده، در این مورد اقدام كند.[10]
_ اصل تأمین نیازهای اساسی
مردی به حضرت صادق (ع)عرض كرد : «ما درراه كسب مال وثروت تلاش می كنیم ودوست داریم كه امكانات مالی فراوانی داشته باشیم». حضرت پیش ازهر چیز مسئله هدف رامورد توجه قرار داد و پرسید: «هدف شما در كسب وكار وتلاشتان چیست ؟
گفت: «می خواهیم خود و خانواده خود را اداره كنیم و برای خویشاوندان خویش نیز درصورتی كه در مضیقه اقتصادی باشند رفاه و وسعت به وجود آوریم و در راه خداوند،درراه تامین مصالح عمومی از اموال و ثروت خود خرج كنیم و برای انسجام مراسم حج و شركت در این اجتماع با شكوه عبادی و سیاسی اقدام كنیم». آن حضرت كسب مال و ثروت در راه چنین هدفهایی را مورد تعریف و تمجید قرار دادند.[15]
_ اصل كارایی اقتصادی
حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند سه چیزنشانه ایمان است:
1. شناخت كامل فرهنگ و قوانین اسلام؛
2. صبر وشكیبائی در مقابل حوادث و مشكلات زندگی؛
3. بكار بستن تقدیر و اندازه گیری درست در امور اقتصادی.[16]
_ اصل نوآوری
حدیثی داریم درباب نوآوری و خلاقیت و تلاش:هركس دو روزش یكسان باشد،فریب خورده است.[17]
_ اصل آموزش و ارایه اطلاعات به مصرف‌كننده
درحدیث آمده است:عیبی را كه در كالای مورد فروش وجود دارد،فروشنده ذكر كند و پنهان نكند(البته در صورتیكه نقص و عیب خیلی مهم نباشد وگرنه پنهان كردن نقص و عیب،غل و غش است و حرام می باشد).[10]
نتیجه گیری
مطالعه قوانین مالی و تجاری و اقتصادی اسلام بخوبی روشن می سازد كه:اسلام هدف اصلی خود را تنها بالا بردن سطح زندگی مالی مردم و بهبود وضع خوراك،لباس،مسكن و سایرموجبات آسایش قرار نداده است بلكه به همراه این منظور و بالاتر از آن، تكامل روحی و فضایل اخلاقی موردنظر بوده است و تمام نكاتی را كه در بازاریابی اجتماعی مطرح می شود، در تعالیم اسلامی نسبت به آنها توصیه شده است.
در مجموع این نتیجه حاصل می شود كه بازاریابی درست و اصولی دارای هیچ گونه انحرافی نیست و انتقادهایی كه نسبت به آن به عمل می آید، در واقع در مورد بازاریابی غیر اصولی است.

منابع

فصلنامه توسعه مهندسی بازار، سال اول، شماره اول
1. المسند،ج3،صص48-49
2. مطهری، مرتضی: انسان كامل، چاپ سی و هفتم، اردیبهشت 1385.
3. نهج الفصاحه،حدیث 1446
4. نهج البلاغه، حكمت شماره 147
5. آیه 37 از سوره نور
6. كاتلر، فلیپ، ترجمه: فروزنده، بهمن: اصول بازاریابی ، چاپ پنجم.
7. حریری، محمدیوسف: اقتصاد اسلامی، انتشارات امیری، سال 1362،ص98.
8. وسایل، ج12، ابواب مقدّمات تجارت.
9. آیت الله نوری، حسین: اقتصاد اسلامی، چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
10. وسایل الشیعه ج12،ص311،ابواب آداب التجاره، باب 26، حدیث 1.
11. مكتب اسلام، شماره 238 ،ص 11
12. وسائل الشیعه، ج12 ،كتاب التجاره، باب جملةممایستحب للتاجرمن الاداب، ص283 ، حدیث1.
13. صدر، سیدموسی: اقتصاد در مكتب اسلام، انتشارات جهان آرا، ص90.
14. وسایل، ج12،ص19.
15. بحارالانوارج، 71، ص344.
16. میزان الحكمه،ج7،واژه فرصت،عمر،شباب
17. مطفّفین-1
18. آیه 67 از سوره الرحمن
19. آیه 18 از سوره الحج

_ محمود جعفری: كارشناس ارشد ABM گرایش بازاریابی

منبع :http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-198/article-198/8.asp


  مدیریت فروش

مدیریت خلاق

کمدین قدیمی، راندی دنجر فیلد در یکی از مصاحبه ها با روزنامه تایم شغل مدیران فروش را با شغل کمدین ها این گونه مقایسه کرده است در هر دو شغل مهم ترین عامل این است که شما فردی دوست داشتنی باشید. خواه فروشنده باشید خواه روی صحنه نمایش، باید کاری کنید که همگان شما را دوست داشته و باورتان کنند. آیا تا بحال کسی به شما گفته است که قادرید حتی به فردی که در حال غرق شدن است، آب بفروشید؟ آیا شما از استعداد متقاعد ساختن دیگران برخوردار هستید؟ شما می توانید در امر فروش که یکی از داغترین مشاغل امروز است، شخص بسیار موفقی باشید. مشاغل مختلف از بیمه گرفته تا کارخانه های تولیدی ، به مدیران فروش حرفه ای نیاز دارند. مدیران فروش برای یافتن بازاری بهتر و بزرگتر برای محصولات یک شرکت یا کارخانه استخدام می شوند. فروشندگی و بازاریابی یکی از صنایع روبه رشد امروز بوده و زمینه شغلی مناسبی برای افرادی است که قصد انتقال مهارتهایشان را دارند. بسیاری ازشرکت ها با جابجایی کارکنانی که قصد تغییر شغل یا انصراف از شغل دارند، به مراحل بهتری قدم گذاشته اند. آنها ضمن افزایش تنوع محصولات و خدمات خود، افرادی ماهر در زمینه فروش و بازاریابی  استخدام کرده و موجبات پیشرفت و ترقی را فراهم آورده اند. یک مطالعه دقیق در امر صنایع نشان داده است  28  درصد از افرادی که داوطلب استخدام در سمت مدیر فروش هستند، پیش از این از مشاغلی همچون بازاریابی، خرده فروشی و نمایندگی فروش برخی از مشاغلی هستند که در صنعت فروش محصول، به چشم می خورند. چگونه می توان به این شغل پردرآمد را روی آورد؟ کارفرمایان در جستجوی داوطلبانی هستند که بلند پرواز، خلاق و دارای سابقه ای مفید در زمینه فروش باشند، آنها به دنبال افرادی سرسخت، دارای فابلیت حل مساله و توانایی گوش فرا دادن و تحلیل اطلاعات، نیز هستند. با پرسیدن سوالات زیر از خودتان، می توانید دریابید که آیا در زمینه فروش، استعداد دارید یا خیر و آیا فرد موفقی در این زمینه خواهید بود.

ادامه نوشته

مدیریت خلاق . . .

 

مدیریت خلاق

متاسفانه كسانی كه اهداف خود را به صورت واضح و دقیق بیان می كنند بسیار نادرند لذا این قبیل افراد ناچارند از تجربیات خود برای هماهنگ كردن كارهای روزانه استفاده كنند. عدم برخورداری از طرح ریزی ذاتی درخصوص عواملی كه در آینده پیش رو خواهدبود انسان را با یك فعالیت بی حاصل همراه با ناامیدی و استرس زیاد مواجه ساخت.
«لائوتسی» (LAOTSE) می گوید: كسی كه آگاهی كامل از اهداف خود داشته باشد احساس قدرت می كند، این قدرت به فرد آرامش می دهد، این آرامش صلح درونی را به همراه خواهد داشت.
فقط صلح درونــی است كه می تواند عكس العملهای توأم با شكوفایی عمیق را درپی داشته باشد، همچنان كه عكس العملهای دقیق نقطه آغاز هر موفقیتی است.

نتیجه آنكه، امروزه با مفاهیم متضادی مواجه هستیم كه در یك سو دنیای مدرن با همه پیچیدگیهای مربوط به آن و مدیرانی توانا قرار دارد، درحالی كه در طرف دیگر، مدیرانی هستند بدون تمركز و شكوفایی و یا به تعبیر بهتر سردرگم.

وسایل ارتباطی موجود با سرعت و تفاوتهای مربوطه از قبیل، نامه ها، تلفن، فكس، تلفن همراه، ملاقاتها، جلسات و نشستها، به جای اینكه مدیریت ارزشمند و خلاقی را ایجاد كند، بالعكس عـــــدم تمركز و سردرگمی را به وجود آورده و غالباً مدیر را به یك شخص نگران و مضطرب تبدیل می كند و ازنظر روانشناسی در مقابل مسائلی شكننده كرده است كه پیش بینی نشده اند.

این گونه مدیران از مسئله مهم «بیان آشكار و دقیق اهداف سازمانی و دسترسی به آنها» غفلت می ورزند. واضح بودن اهداف باعث صرفه جویی دروقت و متمركز كردن فعالیتها درمورد مسائل مهم است.



                                                           لطفا" ادامه مطلب

ادامه نوشته

چرا بعضی از بازاریابها افسرده می شوند؟

 

چرا بعضی از بازاریابها افسرده می شوند؟(یکم)


نتیجه

میان این کلمه و عبارت «سرگیجه» یک تشابه وزنی وجود دارد و البته برای بعضی از افراد نیز ارتباطی مفهومی میان نتیجه گرفتن و یا نگرفتن و ایجاد سرگیجه های شدیدی که در نهایت منجر به افسردگی خواهد شد، قابل مشاهده است.

هر عملی که از ما سر می زند حتماً نتیجه ای در پی دارد. هیچ کار بدون نتیجه ای وجود ندارد. حال ممکن است که نتیجۀ به دست آمده خوب و دلخواه، یا بد و غیر دلخواه باشد. بر همین اساس، ملاک ارزیابی اعمال و کارهایی که صورت می دهیم، نتایج به بار آمده از فراخور همان اعمال و کارهاست. این موضوع تا به حدی مهم است که برخی از ما، به نتیجه گرا بودن معروف هستیم و شناخته می شویم.

مشکل واقعی در اینجاست که همۀ ما به دنبال نتایج خوب و دلخواه هستیم. فرقی نمی کند که ما چه کسی باشیم و در چه جایگاهی قرار گرفته باشیم، همه و همه به دنبال نتایج خوب و عالی هستیم. ولی واقعیت این است که همۀ نتایج همیشه خوب نیستند.

            لطفا" ادامه مطلب

ادامه نوشته

 واكنش در مقابل تغيير و تحولات

 

                                 واكنش در مقابل تغيير و تحولات

معمولاً افراد در مقابل تغيير و تحولات واكنش نشان مي‌دهند، بطور كلي واكنش افراد را ميتوان به 3 دسته كلي زير تقسيم نمود :

1- افرادي كه از تغييرات و تحولات استقبال مي‌كنند : معمولاً افرادي هستند كه از تغييرات سود خواهند برد يا اينكه از وضع موجود ناراضي هستند و به اميد اصلاح، از تغييرات استقبال مي‌كنند.

2- افرادي كه نسبت به تغييرات بي‌تفاوت هستند : برخي از افراد اميدي به نتيجة تغييرات و تحولات نداشته و از آن استقبال نمي‌كنند با اينكه تغييرات و تحولات براي آنها سود و ضرر نداشته باشد.

3- افرادي كه در مقابل تغيير و تحولات مقاومت مي‌كنند : معمولاً افرادي كه در برابر منافع خود احساس خطر كنند، مقاومت مي‌كنند و برخي ديگر از وضعيت موجود راضي هستند يا برخي ديگر تغيير و تحولات را مناسب تشخيص نمي‌دهند. ممكن است مقاومت در مقابل تغييرات به صورت آشكار يا پنهان باشد، معمولاً مقاومت و مخالفت آشكار از مقاومت‌هاي پنهاني بهتر است زيرا قابل مشاهده و پيگيري است.

مقاومت در مقابل تغيير :

تغيير مي تواند باعث پديد آمدن واكنشهاي متعدد و متنوعي گردد كه البته ممكن است در ابتداي كار و روزهاي نخست بسيار مشهود نباشد اما پس از سپري شدن مدتي مثلا پس از گذشت چند هفته يا چند ماه اثرات زيانبار و مخرب خود را نشان مي دهد اين واكنشها و مقاومتهاي حاصل از تغيير چه به معناي وسيع آن يعني به هنگامي كه عده كثيري را شامل مي شود و چه هنگامي كه يك نفر را از لحاظ وضع استخدامي، موقعيت اداري، محتواي شغلي و روشهاي اداري و غيره در برمي گيرد ناشي از نگراني است كه در ايشان بوجود مي ايد. معمولا تغيير موجب بروز نگراني در فرد مي شود. اين واقعيت ناشي از اين مطلب است كه فرد مي پندارد تغيير به طرق مختلف در وضع وي موثر است و ثانيا به نظر وي تهديدات تغيير بيشتر از فرصتهاي است كه براي وي ايجاد مي نمايد به عبارت ديگر زبانهايي كه تغيير به وجود مي‌آورد بيشتر از محسنات و مزاياي ناشي از آن است. البته ميزان نسبت مقاومت در برابر تغييرات با طول خدمت شخص و همچنين سن و يا نيازهاي اقتصادي وي نيز ارتباط دارد مثلا كارمندان با سابقه طولاني به جهت اينكه سالها در اين شغل كاركرده، عادت داشته و هم از لحاظ روحي و رواني و هم از لحاظ تجربيات با اين شغل در ارتباط بوده اند ، بيشتر با پديده تغيير مقاومت نشان مي دهند.

از سوي ديگر بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه اجزاء مختلف يك سازمان به هم وابسته اند و ايجاد تغيير در يك قسمت در قسمتهاي ديگر نيز موثر واقع مي شود و ممكن است تغييري كه در يك قسمت مفيد است در قسمت ديگر زيانبار باشد. به طور تمونه مي توان به اين مورد اشاره نمود كه با بالا بردن پاداش يك قسمت از سازمان مي توان كارايي آنرا بالا برد اما قسمت ديگر مقاومت نشان داده و ممكن است لطماتي را به مجموعه وارد آورند. به عبارت ديگر اجزاء مختلف سازماني همانند جزايري جدا از هم نيستند بلكه به يكديگر وابسته بوده و در ارتباط مي باشند. كه در اين گونه موارد مي بايستي اثرات تغيير در ديگر بخشهاي سازمان مورد توجه قرار داد.

بسياري از انسان‌ها در جهت ثبات و افزايش اطمينان فعاليت مي‌كنند انسان موجودي عادتمند است و از تغييراتي كه امنيت، آسايش و آرامش او را بر هم بزند گريزان بوده و در مقابل آنها مقاومت مي‌كنند. همانطور كه گفته شد تغيير امري طبيعي و دائمي است، مقاومت و ايستادگي در مقابل تغييرات نيز امري طبيعي به شمار مي‌روند مخالفين تغيير سرنگون و سركوب نشوند برخي مواقع وجود مخالفين تغيير مايه خير و بركت هستند، زيرا وجودشان باعث مي شود كه طرح تغيير پخته‌تر شده و حساب شده‌تر اجرا شود مهم اين است كه در مقابل مخالفين تغيير تسليم نشويم و مخالفت را طبيعي دانسته و آن را مديريت كنيم

دلایل مقاومت در مقابل تغییر :

  1. عادت به وضع موجود
  2. نیاز به صرف وقت برای آموختن مهارت های تازه
  3. ترس و ابهام از آینده
  4. دلایل مالی و اقتصادی
  5. ارتباطات کم و غیرمؤثر
  6. سن بیش تر و محافظه کاری
  7. به خطر افتادن امنیت
  8. ترس از اختلال در روابط گروهی و اجتماعی موجود
  9. ترس از اختلال در مبانی نفوذ و قدرت

راهها و روش های کاهش مقاومت در مقابل تغییر :

1. مدیریت بهتر تغییر

2. افزایش میزان مشارکت

3. برگزاری جلسات توجیهی و دوره های آموزشی

4. مزایای تغییر و تحول بیش تر از مضراتش باشد

5. افزایش ارتباطات مؤثر

6. تقویت نیروهای پیش برنده تغییر

7. تغییرات، متعارف و تدریجی باشند

8. با ارزش ها و فرهنگ ها هماهنگ باشند

9. نفوذ در سازمان های غیررسمی

10. حمایت مدیران ارشد از حرکت های تغییر

جادوی کار پاره وقت . . .

 

جادوی کار پاره وقت

 - جیم ران

حقوق گرفتن باعث گذران زندگی می شود که البته این به نوبه ی خود خوب است ولی سود بردن باعث ایجاد ثروت می شود و این فوق العاده است.

 

- روشی برای دعوت افراد:

من یک کار پاره وقت برای ایجاد ثروت پیدا کرده ام که با آن به اندازه ی شغل تمام وقتم و حتی چند برابر آن پول در می آورم. دوست دارید داستان مرا بشنوید؟ این داستان واقعا جالب است !

 

- بگذارید کار پاره وقت جادویش را به شما نشان دهد!

 

- کار پاره وقت ، واقعا ارزشمند است چراکه می تواند نحوه و سبک زندگی هر شخصی را تغییر دهد.

 

- لزوما پول نیست که زندگی شما را تغییر می دهد، بلکه نحوه ی استفاده از پولتان است که زندگی شما را متحول می کند و سبک زندگی شما را تغییر می دهد. این مساله به نوبه ی خود باعث یک دعوت کلاسیک  می شود، چون برای مردم این سوال پیش می آید که شما چه کاری دارید انجام می دهید.

 

- اتفاقاتی که در زندگی شما روی می دهند، مسیر زندگی شما را تعیین نمی کنند، بلکه این چگونگی برخورد شما با این وقایع است که آینده ی شما را می سازد.

 

- نخستین چیزی که در زندگی مالی تجربه کردم ، ورشکستگی بود! و دومین چیزی که می خواستم به دست آورم ، ثروت !

 

- شما در هر دوره ای از زندگی که به سر می برید ، اگر بخواهید می توانید 2 سال آینده یا 5 سال آینده ی خود را تغییر دهید، تنها کافیست به طور درونی و قلبی ، در پی دستیابی به آرزوهایتان باشید.

 

- آینده ی شما ، نوشته نشده است و هیچ قانونی برای نرسیدن به آرزوهایتان وجود ندارد، پس آینده تان را خودتان تعیین می کنید و این چیزیست که ما آن را فرصت می نامیم.

                                              لطفا" ادامه مطالب . . .

ادامه نوشته

سال نو مبارک . .  .

 

   سال  ۱۳۸۹ " سال موفقیت و پیشرفت را به همکاران عزیزم تبریک می گم امیدوارم در این سال

   همه به اهداف و آرزوهاشون برسند. 

 

                                                                                              میلاد....

                                                                           

حکایت دولت و فرزانگی . . .

 

خلاصه کتاب

 حکایت دولت و فرزانگی

بیشتر مردم می ترسند چیزی بخواهند و وقتی عاقبت چیزی می خواهند به اندازه کافی اصرار نمی ورزند . این خطاست

اگر می خواهی در زندگی موفق شوی باید مطمئن باشی که حق انتخاب نداری باید پشتت را به دیواربچسبانی اشخاصی که در دست به خطر زدن تردید میکنند و از آن احتراز می جویند زیرا همه امکانات را در اختیار ندارند هرگز به جایی نمیرسند.دلیلش ساده است.

وقتی همه درهای خروجی را به روی خودت می بندی و پشتت را به دیوار می چسبانی همه قدرتهای درونت را به تحرک وا می داری.

راه کسب ایمان از طریق تکرار کلام است.

کلام دارای اقتدار مطلق است.

اقتدار نفوذ کلام چنان عظیم است که حتی لازم نیست حقیقت داشته باشد تا بر مردم تآثیر کند .

وقتی تخیل و منطق با یکدیگر در تضادند همواره تخیل پیروز می شود.
جهان چیزی جز بازتاب ضمیر درونت نیست .

راز دوگانه دولت راستین : عشق به هر آنچه می کنی و عشق به دیگران.

دویدن از بی پولی به آسانی می تواند به وسواس بدل شود و نگذارد از زندگی کام بجویی .

چه سود اگر آدمی همه جهان را به دست آورد اما روحش را از دست بدهد؟

پول خادمی بی همتا اما اربابی مستبد است.

آنان که هیچگاه از آنچه می کنند به راستی لذت نمی برند یا آنان که از رویاهای خود دست کشیده اند به گروه مردگان زنده متعلقند
.

نبوغ یعنی به انجام رساندن آنچا از آن لذت می برید .

هر روز باید چنان زندگی کنی که گویی آخرین روز زندگی توست.
نباید با این احساس مهیب بمیری که ترسهایت عظیمتر از رویاهایت بود و هیچگاه درنیافتی که به راستی از چه لذت می بری
.

به محض اینکه بتوانم ارباب تقریرم باشم قادر به انجام هر کار خواهم بود
.
بیشتر مردم مانند افرادی که در خواب راه می روند پیوسته در سراسر زندگی حواسشان پرت است .

براستی چیز ها یا افرادی را که ملاقات میکنند نمی بینند و به گونه ای زندگی می کنند که گویی خواب هستند هرگز در زمان حال زندگی نمی کنند .

ذهنشان از خطا ها و شکستهایشان و از ترسهای آینده آکنده است.
گل سرخ مظهر زندگی است و خارهایش نمایانگر راه تجربه اند : آزمون ها و محنت هایی که هر یک از ما باید برای فهم زیبایی راستین هستی تاب آوریم
.

همواره به خاطر بیاور که در اوجی معین دیگر ابری نیست.

اگر زندگیت ابری است به این دلیل است که روحت آنقدر که باید بالا نرفته است.

اوضاع و شرایط بیرونی همواره بازتاب حالت ذهنی و درونیترین اعتقاد توست.

نگذار ترس هدایتگرت باشد ترس بدترین دشمن توست.

6توصيه بنيادي براي پيشرفت در شغل


                           6توصيه بنيادي براي پيشرفت در شغل

آمادگي خوب لازمه پيشرفت شغلي موفقيت‌آميز است. بايد دقيقاً مشخص كنيد كه از نظر شغلي به كجا مي‌خواهيد برسيد، چه تواناييها و ويژگيهايي براي رسيدن به آن نياز داريد، براي دستيابي به آن چه كاري بايد انجام دهيد.

توصیه اول: اهداف خود را كاملاً مشخص كنید.................

گام نخست، مشخص كردن هدف است. پیشرفت در شغل واقعاً چه مفهومی برای شما دارد؟ آیا می خواهید به سقف مشخصی از پول دست پیدا كنید؟ یا اینكه دستیابی به موقعیت و مقام مشخص برای شما مهمتر است؟

هنگامی كه تصور دقیقی از پیشرفت شغلی به دست آوردید می‌توانید به طور هدفمند برای رسیدن به آن تلاش‌كنید. بسیاری از افراد، برای مشخص ‌كردن آگاهانه و منظم اهداف شغلی‌شان زمان صرف نمی‌كنند، در حالی‌كه مهمترین عامل برای رسیدن به پیشرفت شغلی است. روی یك تكه كاغذ بنویسید به چه می‌خواهید برسید و برای چه. فرض كنید كه به هدفتان رسیده‌اید. حال چه اتفاقی می‌افتد؟

توصیه دوم: میزان هزینه مورد نظرتان را برای پیشرفت شغلی مشخص كنید.

وقتی‌كه شما می‌دانید به چه چیزی می‌خواهید دست پیدا كنید، باید یك بار هم در این زمینه بیندیشید كه چه مقدار حاضرید برای آن هزینه‌كنید. برای بیشتر انسانها پیشرفت شغلی بدین معناست كه بتوانند از پس هزینه های زندگی‌شان برآیند. برخی نیز حاضرند از سلامتی، وقت آزاد و هر آنچه كه زندگی‌شان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، صرفنظركنند، تا به پیشرفت برسند، ولی اگر شما می‌خواهید كه همواره توانایی انجام كار را داشته باشید، باید به این نكته توجه‌كنیدكه از نظر جسمی، روحی و روانی در سلامت كامل به سر ببرید. از این رو باید مشخص‌كنید كه چقدر می‌توانید برای پیشرفت شغلی خود هزینه‌كنید. تنها در این حالت می‌توانید حین انجام‌كار تصمیمات مناسب بگیرید. گاهی اوقات نیز پیشرفت در بعضی قسمتها ارزش هزینه‌كردن را ندارد.

توصیه سوم: همواره زمانی را به بازبینی كارهای انجام داده اختصاص دهید.

دست از كار بكشید و بیندیشید كه:

ـ چه كاری تاكنون انجام داده‌اید؟

ـ این كار تا چه میزان می‌تواند برایتان مفید واقع شود؟

ـ آیا این كار، شما را به سوی هدف مورد نظرتان هدایت می‌كند؟

ـ آیا این احتمال وجود دارد كه بتوانید راحت‌تر كارتان را انجام دهید؟

با پاسخ به این سؤالات در می‌یابید كه در چه مرحله‌ای هستید و تا رسیدن به پیشرفت، چه كارهای دیگری باید انجام دهید.

توصیه چهارم: مسیر پیشرفت تان را مانند یك كار برنامه‌ریزی شده ببینید.

اگر می‌خواهید پیشرفت كنید باید از همین امروز شروع كنید. هدفتان از پیشرفت را مانند یك پروژه برنامه‌ریزی شده صحیح ببینید. به گونه‌ای عمل كنید كه انگار در حال تأسیس شركتی هستید و هدف، رسیدن شما به موقعیت دلخواه‌تان است. از امروز رئیس خود باشید. یاد بگیرید كه مانند یك مدیر ببینید و عمل كنید. تا حد لازم منتقد خود باشید و همواره به افزایش دانش خود بیندیشید و سعی كنید كه چیزهای تازه را فرا بگیرید. در حوزه فعالیت خودتان به كارهای بازاریابی، روابط عمومی، نوآوری در مدیریت و سایر مواردی كه یك شركت نیز آنها را انجام می‌دهد بپردازید و جوهره وجودی خود را برانگیزید.

توصیه پنجم: نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید.

اگر می‌خواهید موفق باشید، باید از میزان توانایی‌هایتان آگاهی داشته باشید. هر چقدر بیشتر در مورد توانایی‌ها، دانش، نقاط ضعف و خطاهای خود آگاهی داشته باشید، هدفمندتر كار خواهید كرد. بنابراین هر از چندگاهی به بررسی نقاط ضعف و قوت فردی و شغلی خود بپردازید. در این راستا، جویای نظرات دیگران از جمله دوستان خوب، اقوام و آشنایان نیز باشید، با دقت به نظرات آنها گوش كنید و از انتقادشان ناراحت نشوید. تنها از این راه می‌توانید به شناخت بهتر خود نایل شوید.

توصیه ششم: همواره به فراگیری علوم بپردازید.

پس از شناخت نقاط ضعف و قوت خود می‌توانید به صورت هدفمند تواناییهای خود را گسترش دهید و نقاط ضعفتان را برطرف كنید. روی دانش و تواناییهای خود سرمایه‌گذاری كنید. كتاب بخوانید و در دوره‌های آموزشی لازم شركت كنید. شناخت‌تان را در مورد رشته كاری و خودتان افزایش دهید. نسبت به رشته‌های دیگر نیز كنجكاو باشید. یادگیری علوم تخصصی ضروری را نیز فراموش نكنید. سطح تواناییهایتان را همواره بالا ببرید.

مرجع: مجله پیام فردا

مرجع: روزنامه تفاهم

10نگرش که مانع پیشرفت درکسب وکارتان می شود

 

          10نگرش که مانع پیشرفت درکسب وکارتان می شود

در این قسمت چند نمونه از عادات نه چندان مناسب را برایتان ذکر می کنیم؛ ببینید که آیا در ذهن شما هم یک چنین گرایش هایی وجود دارند یا خیر؛ .......

1- اگر در کاری شکست بخورید، بازنده هستید .

این اتفاق ممکن است در تمام طول دوران تحصیلی و یا دوران شغلی برای ما اتفاق بیفتد. همه انتظار دارند که ما همیشه برنده، برنده، و برنده باشیم. شما باید این عقیده را در ذهن خود پرورش دهید که اگر چیزی را امتحان کردید، و در آن شکست خوردید، باید آنقدر آنرا تکرار کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کرده و پیروز شوید. اگر شما معتقد باشید که اگر در کاری شکست خوردید، آنوقت بازنده هستید پس باید بدانید که با این تفکر تمام مردم دنیا بازنده محسوب می شوند. با یک چنین اعتقادی فقط خودتان را از صحنه پیشرفت دور نگه می دارید. یک ایده نوین را جایگزین این تفکر غلط کنید.

2- اگر اجباری به تغییر نیست چرا تغییر کنیم ؟

منظور من این نیست که به خاطر اصل تغییر و تحول در زندگی خود تغییر ایجاد کنید. بلکه نظر من این است که افراد باید با پیشرفت تکنولوژی خودشان را وفق داده از نوآوری ها بهره بیشتری در کارهای خود ببرند. ما باید تغییر کنیم تا بتوانیم در زندگی به جلو پیش برویم. تا آنجایی که می توانید از افرادی که به سکون تما یل دارند و از تغییر و تحول خوششان نمی آید پرهیز کنید. اگر متوجه تغییری می شوید که می تواند در زندگی شما پیشرفت ایجاد کنید حتماً آن را امتحان کنید.

3- تو به اندازه کافی مهارت نداری که از پس آن بربیایی !

هیچ کس در زندگی از همان ابتدا به اندازه کافی در کاری مهارت بالا نداشته و همه بالاخره از یک جایی کار خود را شروع کردند.اگر تصمیم دارید کاری را انجام دهید، پس از همین حالا شروع کنید، به این دلیل که خیلی چیزها را در مورد آن مطلب نمی دانید، به خود استرس ندهید. حتماً نباید مدرک دانشگاهی داشته باشید تا بتوانید از عهده کاری بر بیایید. باید آنقدر تلاش کنید تا به هدف خود برسید. منابع دیگری بجز دانشگاه هم هستند که می توانند اطلاعات مفیدی را در زمینه های مختلف در اختیار شما قرار دهند. فقط باید راه و روش مناسب را پیدا کنید. اگر کارهایتان را به درستی انجام دهید و از راه درست وارد شوید و ارزش های خود را دست کم نگیرید، به راحتی دیگران متوجه توانایی های شما خواهند شد.

4- برای شروع کاری تازه خیلی دیر شده !؟

شاید روزی برسد که میانگین سن انسان ها به 100 سال نیز افزایش پیدا کند. این بدان معناست که هیچ وقت برای شروع کار تازه ای دیر نمی شود. شروع یک کار یا معامله تازه، راه مناسبی است که ذهن خود را فعال نگه دارید. همچنین این کار می تواند اشتیاق لازم برای انجام سایر کارها را نیز در اختیار شما قرار دهد. به هر حال هر کسی در یک سنی از دنیا می رود، اگر بخواهید منتظر روز مرگ خود بنشینید، آنوقت به هچ کاری نمی رسید، پس فقط هر کار تازه ای را امتحان کنید، اینطوری از زندگی لذت بیشتری خواهید برد.

5- پذیرش جبر مطلق

این شما هستید که زند گی خود را کنترل می کنید و هیچ کس دیگری نمی تواند این کار را بدون خواست و اراده شما انجام دهد. خداوند در درون شما نهفته است و نیروهای درونی شما را تقویت می کند. زمانی که نماز می خوانید، نه تنها شکر خداوند را به جا می آورید، بلکه خودتان را به یک زندگی بهتر ترغیب می کنید. زمانیکه از او طلب بخشش می کنید، از خودتان بخشش می خواهید. هیچ کس در جهان هستی نمی تواند واکنش های شما را کنترل کند. هیچ گاه اجازه ندهید یک چنین ایده ای به ذهن شما خطور کند. نباید به هیچ چیز و هیچ کس اجازه دهید که کنترل زندگی تان را به عهده بگیرند. برای خودتان زندگی کنید و به دیگران هم کمک کند که این کار را انجام دهند.

6- قدر و لیاقت شما محدود نیست

این حقیقت که شما زنده هستید و زندگی می کنید، باعث می شود که از شما یک انسان منحصر بفرد بسازد. اگر می خواهید در تمام مراحل زندگی از دیگران برتر باشید باید برای آن زحمت بکشید و تلاش کنید. همه افراد دارای استعدادها و توانایی هایی هستند که خودشان هم از آنها خبر ندارند. همه چیز را امتحان کنید تا بالاخره چیزی را که به آن علاقه دارید پیدا کنید. من به شدت اعتقاد به تغییر و تحول دارم. حتماً لازم نیست که در تمام طول عمر خود تنها یک کار را تکرار کنید. شیوه زندگی کردن خود را آنقدر تغییر دهید تا اینکه به راهی برسید که از صمیم قلب آنرا دوست می دارید.

7- جهان اطراف ما تغییر نمی کند .

دنیا از شما تشکیل شده. هر فردی که بر روی این کره خاکی زندگی می کند، یک دنیای متفاوت در ذهن خود دارد. تو دنیا را همانند من نمی بینی و من هم دنیا را مانند تو و خیلی از افراد دیگر نمی بینم. بنابراین همه چیز در دنیا به شما بستگی دارد. حالا به من بگویید: برای تغییر دنیای خود قصد دارید چه کاری انجام دهید؟

8- هیچ کس مرا قبول ندارد !

من به شما اطمینان دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچ کس مهم نیست؛ شما خودتان هستید که باید به خود اعتماد کنید. به محض اینکه به خودتان ایمان پیدا کردید دیگران هم به شما اعتماد پیدا می کنند، اما سعی کنید خودتان را به نظریات دیگران وابسته نکنید.

9- من هیچ وقت نمی توانم خیلی پولدار شوم

من این جمله را بارها و بارها از زبان دیگران شنیده ام. ذهن ما همان قدر پول در می آورد که انتظارش را دارد. اگر من دائماً به خودم بگویم: "هیچ راهی وجود ندارد که من بتوانم میلیونی پول در بیاورم" ذهنم دیگر دنبال راه های نمی گردد که از طریق آن بتوانم میلیون ها تومان پول بدست آورم. اصلاً مهم نیست که افکار شما تا چه حد بلند پروازانه باشد حتی اگر به نتیچه هم نرسید حداقل یک ایده جدید را خلق کرده اید.

10- هیچ کاری در این مورد از دستم بر نمی آید

ناآگاهانه است! شما می توانید جنبه های مختلف زندگی خود را تغییر دهید. برخی از افراد نمی توانند یک چنین نگرشی را در ذهن خود ایجاد کنید و این مسئله واقعاً شرم آور است. زندگی ممکن است دشواری های بسیار زیادی را داشته باشد و تصمیم گیری هم دل و جرات زیادی می خواهد، اما شما توانایی تغییر همه چیز را دارید. بدانید که از زندگی خود چه می خواهید، ببینید چه مراحلی را باید طی کنید و بعد هم همه چیز را تغییر دهید.

سايت مردمان
مرجع: روزنامه تفاهم

چكيده كتاب ساختن براي ماندن . . .

معرفی و چکیده کتاب ساختن برای ماندن

ساختن براي ماندن

نويسندگان: جيمز كالينز- جري پوراس- مترجم: مهندس فضل اله اميني-چاپ دوم پاييز83- ناشر: نشرفرا

BUILT TO LAST

SUCCESSFUL HABITS OF VISIONARY COMPANIES

By: James C. Collins & Jerry I. Porras

هدف از چکیده نويسي:

     معتقدم هر كتابي بايد به صورت كامل مطالعه گردد و بعد از مطالعه كامل كتاب به منظور يادآوري نكات ارزنده و مرور مطالب استفاده از خلاصه كاربرد دارد!

حفظ بقا راز هستي استمي سازيم تا بمانيم!

     نويسندگان با پژوهش در شرح حال شركت هاي آرماني دوازده باور عمومي را به چالش مي گيرند. اين كتاب نمونه اي است از يك طرح پژوهشي كامل و تطبيقي در يك مورد خاص و بازتابي است از بينش و نگرش شركتهاي موفق و ماندگار به آثار و پيامد توجه به نيروي انساني شاغل!

 

 فصل1

بهترين بهترينها

     اين كتاب درباره شركتهاي آرماني است كه فقط محدود به افزايش ميزان بازگشت سرمايه در بلند مدت نبوده اند، بلكه اين شركتها خود را با بافت جامعه در هم آميخته اند. در واقع اينكار را چطور شروع كردند؟ و بر مشكلات چطور غلبه كردند؟، و چطور متمايز شدند؟ و چه درس هايي از آنها مي توان آموخت؟

     براي يافتن پاسخ اين پرسشها، نويسندگان كتاب مارا به سفر اكتشافي(مطالعه ادامه كتاب) دعوت مي كنند!

پيش از عرضه دستاوردها با سرنوشت چند افسانه رايج كه در طي اين پژوهش اعتبار و اصالت خود را از دست مي دهند آشنا مي شويم:

دوازده افسانه بي اعتبار

افسانه اول:   لازمه را ه اندازي شركتهاي بزرگ، داشتن ايده هاي بزرگ است.

واقعيت:  شروع كار و را ه اندازي هر شركت با يك ايده بزرگ ممكن است فكري ناصواب باشد . از مجموع شركتهاي آرماني فقط شمار اندكي كار را با فكر بزرگ آغاز كرد ه اند.

افسانه دوم:  لازمه شركتهاي آرماني، رهبران كبير، آرمان گرا و فرمند است.

واقعيت:   در شركت هاي آرماني وجود رهبر فرمند و آرمان گرا اصلاً لازم نيست وحتي چه بسا در بلند مدت، وجود اين نوع رهبران زيان آور نيز باشد.

افسانه سوم:   اولين و مهمترين هدف شركتهاي موفق سودآوري است.

واقعيت:    شركت هاي آرماني مجموع هاي از هدفها را با هم دنبال مي كنند كه پول درآوردن يكي از آنهاست، نه لزوماً هدف اصلي.

افسانه چهارم:   شركتهاي آرماني، همگي يك مجموعه مشترك از ارز شهاي محوري صحيح دارند.

واقعيت:     چنين شرطي براي آرماني شدن شركت ها وجود ندارد . دو شركت مي توانند ايدئولوژي هاي كاملاً متفاوتي داشته باشند اما هر دو در جرگه شركتهاي آرماني قرار داشته باشند.

افسانه پنجم:  تنها چيزي كه ثابت است تغيير است.

واقعيت:     شركت هاي آرماني به شدت به اصول ارزشي خود وفادارند و به ندرت آن اصول را تغيير مي دهند .اين اصول مانند صخره اي يكپارچه، شالوده شركت را تشكيل مي دهد و بنابراين براساس مد روز دگرگون نمي شوند.

افسانه ششم:   شركتهاي معتبر و سودآور، بي خطر حركت مي كنند.

واقعيت:     درست است كه احتمال دارد شركت هاي آرماني در چشم ديگران محافظه كار و دست به عصا جلوه كنند، اما اين شركتها از گزينش هدفهاي بلندپروازانه و جسورانه نمي هراسند.

افسانه هفتم:    شركت آرماني براي كاركردن جايي است بي نظير، بي نظير براي همه.

واقعيت:     ا ين شركت ها فقط به درد كساني مي خورد كه كاملاً با ديدگاه و معيارهاي شركت هاي آرماني هماهنگ باشند.   ورود افراد به اين شركت ها از دو حالت خارج نيست . يا فرد با سازمان تناسب و هماهنگي دارد، كه در اين صورت مي ماند و رشد مي كند و در اين حالت از كار كردن لذت خواهد برد و يا اين كه چون ويروس محو و زدوده خواهد شد.

افسانه هشتم:    پيشرفت شركتهاي موفق مرهون برنامه ريزي راهبردي پيچيده و بي نظير است.

واقعيت:     پاره اي از پيشرفت هاي اين شركت ها در اثر تجربه، سعي و خطا، بهر ه گيري از فرصت و تصادف به دست آمده است . آنچه به نظر دورانديشي و برنامه ريزي قبلي مي رسد و در بيشتر موارد حاصل اجراي سياست سعي و خطا بوده است.

افسانه نهم:      براي ايجاد دگرگوني هاي بنيادي، شركت ها بايد مديرعامل خود را از بيرون انتخاب و استخدام كنند.

واقعيت:     در هفده قرن سرجمع دوران حيات شركت هاي آرماني فقط در چهار مورد مديرعامل از بيرون انتخاب شده و اين اتفاق محدود به ٢ شركت بوده است . در شركت هاي آرماني به نسبت شركت هاي طرف مقايسه مديريت درون زا به شدت مورد توجه و اقبال است.  نسبت 6به 1

افسانه دهم:   فكر و ذكر شركتهاي موفق غلبه بر رقباست.

واقعيت:     فكر و ذكر شركت هاي آرماني، غلبه و تسلط برخويش است . در اين شركت ها كاميابي و پيروزي بررقبا هدف اصلي نيست بلكه در اثر بهبود مستمر، آنها به خودي خود به اين هد فها نيز مي رسند . آنها هرگز به دستاوردها قانع نبوده و آن را كافي ندانسته اند.

افسانه يازدهم:       نمي شود هم خدا را خواست و هم خرما را.

واقعيت:     شركت هاي آرماني خود را اسير سرپنجه استبداد “يا” نمي كنند گرچه ظاهر اً بايد بين اين و آن يكي را انتخاب كرد و نمي توان در آن واحد هر دو را با هم داشت . آنها اين نظريه را رد مي كنند كه بايد يا ثبات را انتخاب كرد يا پيشرفت را، يا فرهنگ آييني يا استقلال فردي را، يا مديريت درون زا يا دگرگوني بنيادي را، يا رويه هاي محافظه كارانه يا هدف هاي شجاعانه و بزرگ را، يا پول درآوردن يا پايبندي به اصول و ارزش ها را ، بلكه برعكس آنها به اصالت “و” معتقدند و به طور همزمان هم اين را دنبال مي كنند و هم آن را.

افسانه دوازدهم:     آرماني شدن شركتها، اساساً مرهون بيانيه آرمان انتخابي آنهاست.

واقعيت:      منزلت و توانمندي كنوني شركت هاي آرماني منحصراً پيامد بيانه هاي آرماني آنها نيست . علت بزرگي آنها نوشتن انواع بيانيه آرمان، اصول ارزشي هدف غايي، رسالت، و امثال آن نيست . تدوين بيانيه يك گام از هزاران گامي است كه در راه ايجاد شركت هاي آرماني برداشته مي شود.

بدو برو تو ادامه مطلب
ادامه نوشته

چند کلمه قصار از بزرگان . . .

   به من بگو نگو ، نميگويم ، اما نگو نفهم ، كه من نمي توانم نفهمم ، من مي فهمم .دكتر علي شريعتي
  • شما بدون تسلط بر خود نمي توانيد فاتح ديگران باشيد .كيم وو چونگ
  • اگر كسي ترا آنطور كه ميخواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد .ماركز
  • بهترين راه پيش بيني آينده ، ساختن آن است . برايان تريس
  • در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحر آميزي نهفته است .گوته
  • هر كجا مي روي ، با تمام قلبت برو .ناشناس
  • آسمان براي گرفتن ماه تله نمي گذارد ، آزادي خود ماه است كه او را پايبند مي كند .تاگور
  • سرمايه هاي هر دلي ، حرفهائيه كه واسه گفتن داره .ناشناس
  • زنانيكه مي خواهند مرد باشند ، زناني هستند كه نمي دانند زن هستند .الكساندر دوما
  • شانس هرگز كافي نيست .اندرو متيوس
  • دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب ترا لمس كند . ماركز
  •  قانون احتمالات يادت نره ، بلاخره يك نفر خواهد گفت بله .آنتوني رابينز
  • اگر فكر مي كنيد كه موفق مي شويد يا شكست مي خوريد، در هر دو صورت درست فكر كرده ايد .آنتوني رابينز
  • وقتي انسان آرامش را در خود نيابد ، جستجوي آن در جاي ديگر كار بيهوده اي است .لارو شفوكو
  • در تاريخ جهان ، هر لحظه عظيم و تعيين كننده ، پيروزي نوعي عشق است .امرسون
  • دنبال كسي نگرد كه بتواني با او زندگي كني ، دنبال كسي باش كه بدون او نتواني زندگي كني .
  • عشق ، فراموش كردن خود دروجود كسي است كه هميشه و در همه حال ما را به ياد دارد .
  • عشق يعني ترس از دست دادن تو .
  • موفقيت ، يك درصد نبوغ ، 99 درصد عرق ريختن .توماس اديسون
  • مهم اين نيست كه در كجاي اين جهان ايستاده ايم ، مهم اين است كه در چه راستايي گام بر مي داريم .هولمز
  • سعي نكنيم بهتر يا بدنر از ديگران باشيم ، بكوشيم نسبت به خوذمان بهترين باشيم .ماركوس گداوير
  • مغز ما يك دينام هزار ولتي است كه متاسفانه اكثرمان بيش از يك چراغ موشي از آن استفاده نميكنيم .ويليام جيمز
  • تنها بنائي كه هر چه بيشتر بلرزه ، محكمتر مي شه ، دله
  • سعی کن چيزهايی رو که دوست داری بدست بياري و گرنه مجبور ميشي چيزهايی رو که بدست آوردی دوست داشته باشي.
  •  با هم بودنمان آغاز است- با هم ماندنمان پیشرفت و با هم کار کردن موفقیت. این ما هستیم که ما را باور داریم.
  • چيزی که شکستنی نيست اراده ماست.
  • تعیین هدف ایجاد تغییر و موفقیت ...

    تعیین هدف ایجاد تغییر و موفقیت ...

    تحقیقات به ما نشان می دهد که فقط %3 از مردم برای خود هدف تعیین می کنند و این افراد هم معمولاً جزء ثروتمندترین افراد هستند. اما چرا باید این آمار اینقدر پایین باشد؟ دلایل مختلفی برای آن وجود دارد اما دلیل که ما می خواهیم به آن بپردازیم، این است که مردم معمولاً نمی دانند که چطور باید اینکار را انجام دهند یعنی نمی دانند چطور باید برای خود هدف تعیین کنند.

    جالب توجه نیست؟ ما 12سال بچه ها را به مدرسه می فرستیم که دیپلم بگیرند. خیلی از آنها بعد از گرفتن دیپلم به دانشگاه راه پیدا می کنند. ما خیلی از اصول مهم مثل تاریخ، اقتصاد، ادبیات، علوم، و از این قبیل را به آنها آموزش می دهیم، اما از یک مهارت بسیار مهم غافل می شویم: تعیین هدف. ما به خاطر کسب نمره بالا به آنها جایزه می دهیم و تشویقشان می کنیم که وارد دنیای مملو از علم و دانش شوند، اما آمادگی لازم برای رسیدن به آن زندگی که می خواهند را به آنها نمی دهیم.

    و برای برطرف کردن این نیاز، گذراندن یک ترم دانشگاهی یا حتی یک نصفه ترم کافی است تا به آموزش این مسئله اختصاص داده شود. به نظر نمی رسد که بتوانیم سیستم آموزشی را به همین راحتی تغییر دهیم، اما این دلیل نمی شود که دست از آموزش شما هم برداریم.

    من مطمئنم که هدف یابی به شما کمک می کند راحت تر به نتیجه دلخواهتان برسید و آنچه که از زندگی می خواهید را به دست آورید. چه عادت به تعیین هدف داشته باشید، چه قبلاً اینکار را انجام می داده اید و الان دیگر حوصله آن را ندارید و چه تابه حال برای خود هدف تعیین نکرده باشید، آموزش هایی که به شما ارائه می کنیم کمک می کند تا زندگی بهتری برای خود بسازید.

    درس 1:  رویاپردازی کنید...کاغذی سفید جلوي رویتان قرار دهید و همینطور که اجازه می دهید تخیلاتتان به هر کجا که میخواهد پرواز کند، هرچه به فکرتان می آید روی کاغذ بنویسید. خیلی از ما آدم بزرگها توانایی خیالپردازی را از دست داده ایم و این مایه تاسف است. با خیالپردازی می توانید هنوز به آینده امیدوار باشید و هرکجا امید باشد، موفقیت هم هست. خوب پس تکلیف این هفته تان خیالپردازی است. می خواهم بتوانید یک لیست خوب از ایده های مختلف جمع کنید. لیست شما باید حداقل شامل 25 ایده نشات گرفته از تخیلتان باشد، درمورد اینکه می خواهید چه بکنید یا چه داشته باشید.

    درس 2:  بعد از تکمیل لیستتان ، 24 تا 48 ساعت صبر کنید بعد هر آیتم موجود در لیست را خوانده و از خود بپرسید چرا؟ اگر نتوانستید در یک جمله بیان کنید که چرا چنین خیالی داشته اید و چرا می خواهید به آن برسید، پس دیگر آن ایده یک خیال نخواهد بود و نمی تواند برای شما هدف باشد. روی این ایده ها خط بکشید.

    درس 3:سؤالات زیر را برای تک تک ایده هایی که هفته پیش روی کاغذ آوردید از خود بپرسید.

    1. آیا این واقعاً هدف من است؟

    2. آیا برای همه افرادی که در این هدف دخیل هستند، عادلانه و منصفانه است؟

    3. آیا با اهداف دیگر من تطابق دارد؟

    4. آیا از نظر احساس می توانم متعهد شوم که این هدف را به انجام برسانم؟

    5. آیا می توانم خودم را تصور کنم که به این هدف رسیده باشم؟

    باید بتوانید برای هر هدف به همه این 5 سؤال پاسخ مثبت بدهید، درغیر اینصورت روی آن اهداف هم خط بکشید.

    به این نکات کمی فکر کنید: آیا این واقعاً هدف خود من است یا کسان دیگری میخواهند من به این هدف برسم؟ آیا این هدف کار صحیح و درستی است؟ آیا رسیدن به این هدف من را از رسیدن به اهداف دیگرم باز می دارد؟ دست یافتن به اهداف معمولاً کار دشواری است. آیا مطمئن هستید که می توانید متعهد شوید که به این هدف برسید؟ اگر نمی توانید خودتان را تصور کنید که به این هدف رسیده اید، پس به احتمال زیاد توانایی رسیدن به آن را نخواهید داشت.

    این هفته به سؤالات بالا فکر کنید و سعی کنید به آنها پاسخ بدهید. وقتی کارتان در این مرحله نیز تمام شد احتمالاً لیستتان خیلی کوچکتر از اول شده است. اشکالی ندارد چون شما کم کم به تشخیص هدفی که توانایی رسیدن به آن را داشته باشید نزدیکتر می شوید.

    درس 4:  این چند سؤال را برای هرکدام از اهدافی که روی کاغذتان باقی مانده از خود بپرسید.

    آیا رسیدن به این هدف.......

    1. من را خوشبخت تر می کند؟

    2. من را سلامت تر می کند؟

    3. من را ثروتمند تر می کند؟

    4. باعث می شود دوستان بیشتری پیدا کنم؟

    5. به من آرامش فکر می دهد؟

    6. من را مطمئن و استوارتر می کند؟

    7. روابط من را با دیگران ارتقا می دهد؟

    اگر نتوانستید حداقل به یک سؤال از این پرسشها برای هر هدف پاسخ مثبت بدهید، آن هدف را از لیستتان حذف کنید. موقع پاسخ دادن به این سؤالها حتماً خانواده تان را هم در نظر داشته باشید. و لذت را با خوشبختی اشتباه نگیرید.

    درس 5:  بعد از پرسیدن سؤالاتی که در قسمت 4 گفته شد مطمئناً چند مورد از اهدافتان حذف خواهند شد. در واقع اینها هدف واقعی برای شما نبوده اند. اینها فقط افکار و امیال شما در این برهه از زمان بوده اند.

    اهداف باقیمانده را به سه دسته جداگانه تقسیم کنید: کوتاه مدت (مدت زمان لازم برای رسیدن به آن هدف یک ماه  یا کمتر باشد)، متوسط (مدت زمان لازم برای رسیدن به آن هدف یک ماه تا یک سال باشد) و دراز مدت (مدت زمان لازم برای رسیدن به آن هدف بیش از یک سال باشد).

    اینکار به شما کمک می کند تا بتوانید اهداف کوتاه مدت خود را از اهداف مربوط به آینده جدا کنید.

    یادتان باشد: بعضی از اهدافتان باید آنقدر بزرگ باشد که باعث شود توانایی هایتان را ارتقاء دهید. بعضی از اهداف باید در دراز مدت حاصل شود که شور و شوق شما را حفظ کرده و ناکامی هایتان را از اهداف کوتاه مدت کاهش دهد. بعضی از اهداف باید کوچک باشد تا شما را منظم کند. بعضی از اهداف (مثل کاهش وزن، موفقیت در فروش، تحصیلات و از این قبیل) نیاز به تحلیل و مشاوره دارد تا ببینید در حال حاضر در چه وضعیتی هستید و به کجا میخواهید برسید.

    درس 6 و درس آخر: بعد از تقسیم اهداف کلی، مطمئناً هدف های جزئی نیز خواهد بود که برای رسیدن به آن اهداف لازم است. این اهداف را نیز روی کاغذ آورده و دسته بندی کنید.

    حتماً از روی روند جدول اهداف برای رسیدن به اهدافتان پیش روید. خودتان می توانید انتخاب کنید. ممکن است نتوانید در یک زمان روی همه اهدافتان باهم کار کنید. پس اگر تا پایان سال وقت برای کار کردن روی یک یا دو مورد از اهدافتان را دارید، عجله نکنید. تلاشتان را بیشتر کنید اما کاری نکنید که وقت رسیدن به هیچکدام از این اهداف را پیدا نکنید و همه را نیمه تمام رها کنید.

    وقتی اهدافتان را تعیین کردید و فعالیت های لازم برای رسیدن به هر کدام از آنها را نیز مشخص کردید، کمی از نگرانی هایتان کم خواهد شد. مطمئن باشید خیلی بیشتر از هم سن و سالان خود برای آینده برنامه ریزی کرده اید. پس خوشا به حالتان.